وقتی هنوز تو فکر اومدنت بودم
عزیز دل مامان و بابا وقتی منو بابا تصمیم گرفتیم که تو بیای برنامه هام رو توی دفتر یادداشت نوشتم و شروع کردم به انجام دادنشون مثلا رفتم دندون پزشکی دندونمو پرش کردم آخه تو دوران بارداری نمیشد هر دارویی رو بخوری رفتم و آزمایشهای قبل بارداری رو دادم آخه مامانت بعد8 سال اونم وقتی مطمئن شد نمیخاد دیگه کار کنه و میتونه واسه فرزندش وقت بذاره تصمیم گرفت که تو بیای هنوز تو نیومده بودی و مامانت داشت برات عروسک میخرید. خاله هاتم که فکر کرده بودن خبری شده رفته بودن و ما رو خجالت داده بودن برات کلی وسیله خریده بودن مامان جون من که میخواستم به قو...
نویسنده :
مامان الی
22:44


